جلوه ای از ایثار مادر
جلوه ای از ایثار مادر
روز ۲۵ آذرماه روز جهانی مادر است . همه ما سینه ای پر از مهر مادر و خاطری پر از خاطره های شیرین از جلوه های مهر مادری داریم. من امروز یک خاطره خودم را می نویسم که در آن رافت و محبت موج می زند .
خداوند همه مادران رفته را رحمت کند و همه مادران زنده را به سلامت نگه دارد .
تازه معلم شده بودم . از محل اولین حقوقی که پس از چهار ماه استخدام گرفتم ، چتری خریدم . چتر را به خانه بردم و به مادر گفتم : از این پس هرگاه باران ببارد ، آن چتر را با خود می برم و دیگر خیس نمی شوم . هر روز صبح به یکی از روستاهای نزدیک شهر می رفتم و عصر ها پس از بازگشت از روستا ، برای کمک به پدرم به دکان ایشان می رفتم .
شامگاهان یکی از روزهای اواخر پاییز، باران شدیدی شروع به باریدن کرد . من در دکان پدر بودم و چتر در منزل ، فاصله منزل تا دکان هم بیش از نیم ساعت پیاده روی داشت . ساعتی از باریدن باران نگذشته بود که مادر را دیدم در حالی که از باران خیس شده بود ، چتر را به طور بسته و در زیر چادر با خود آورده بود ، تا من به هنگام رفتن به خانه باران نخورم و خیس نشوم !!!